سيد علاء الدين محمد گلستانه
278
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
و از حضرت على بن الحسين عليهما السلام روايت كرده كه فرمود : خداى تعالى ، دوست مىدارد هر دلى اندوهناك و هر بندهء شكرگزار را . و روز قيامت ، خداى - عزَّ و جلَّ - به يكى از بندگان خود مىگويد كه : آيا فلان كس را تو شكر كردى ؟ پس آن بنده مىگويد كه : خداوندا ! او را شكر نكردم ؛ بلكه شكر تو را به جا آوردم . خداى تعالى مىفرمايد كه : شكر مرا به جا نياوردهاى ، چون او را شكر نكردهاى . بعد از آن فرمود كه : كسى از شما شكر خداى تعالى را بيشتر يا بهتر به جا مىآورد كه شكر مردم ، بيشتر بكند يا بهتر « 1 » . « 2 » و از اين حديث ، ظاهر مىشود كه همچنان كه شكر الهى واجب است ، شكر هر كس كه انعامى به كسى كند ، لازم است ؛ بلكه از جملهء متمّمات شكر الهى است ، و در باب شكر ، قبل از اينْ بعضى احاديث ، مذكور شد . [ پنجم : تضرّع به درگاه الهى ] پنجم ، تضرّع به سوى خداى - عزَّ و جلَّ - است و تضرّع ، در لغت ، به معنى اظهار مذلّت و خضوع و طلب حاجت و امثال اين معانى است . و آنچه از احاديثْ ظاهر مىشود ، آن است كه دعا و خضوع ، بر چند وجه مىباشد : يكى تضرّع است ، و آن ، عبارت است از برداشتن دستها در حال دعا و اشاره نمودن به دو انگشتِ سبّابه و حركت دادن آنها به يمين و شمال يا حركت دادن سبّابهء راست به يمين و شمال ، در وقتى كه دست را به نزديك روى خود آورده باشند ؛ و اين ، در دعايى مىباشد كه از روى ترس و خوف و غضب و عذاب الهى باشد . و ديگر ، ابتهال است ، و آن ، دراز كردن دستهاست در برابر ، رو به طرف قبله يا بلند كردن دست ، چنانچه از برابرِ سر بگذارد . و ابتهال در وقت گريه و رقّت دل « 3 » ، ظهور اسباب گريستن است . و در بعضى احاديث ، وارد شده كه تا اشك چشم جارى نشود ابتهال نكند و دعا را بعد از ابتهال بكند . ديگر ، تبتُّل است ، و آن ، ايما با انگشت سبّابه است به طرف بالا و پايين . ديگر ، رغبت است ، و آن ، گشودن كف دستهاست به طرف آسمان ، و اين نوع دعا « 4 » ، در وقتِ
--> ( 1 ) . ب : - « يا بهتر » . ( 2 ) . همان ، ص 99 ، ح 30 . ( 3 ) . ب و ج : « قلب » . ( 4 ) . الف و ب : - « دعا » .